تبليغاتX
درخت بی زمین

"در ايران مانده ام تا جاودانه باشم و وظيفه خود را در قبال موسيقي اين آب و خاك انجام داده باشم."

موسيقي كه با نام پاپ به جوانان الزام ميشود علاوه بر اين كه هيچ گونه ارزش موسيقيايي ندارددر هيچ طبقه بندي وتقسيم بندي جهاني هم نميگنجد ولي بدتر از آن اين است كه مابه عنوان مثال از رسانه موسيقي تركي استانبولي را موسيقي ملي خود نشان بدهيم كه اين مايه شرمساري ماست.

اين مشكلات از طرفي به مسولان موسيقي و تهيه كنندگان بر ميگردد که فكري براي اين مشكل نميكنند سمينار نميگذارند .ازطرفي هم لاله زاري ها كوروش یغمایی را تحريم ميكنند!!! .وبعضي ها تكه هايي از آهنگ هاي معروف و قديمي را به هم ميچسبانند و ميگويند ما كار پاپ انجام داديم!!!!!

آهنگساز موسيقي پاپ در هر كشوري ابتدا بايد موسيقی سنتي و بومي خود را كاملا بشناسد. هم چنين با اقسام سبك هاي موسيقي هاي معتبر مرسوم در جهان آشنايي داشته باشد. بعد از ساختن ملودي با مشخصات فوق كليه تجهيزات وتكنيك غرب را در خدمت  آواهاي محلي و بومي خود قرار دهد

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 18:54 توسط هامون |


توهم نبود! عبدی یمینی بود .

چند روز پیش به دخترک گفتم این روزها کسی را از دست خواهی داد که آرزوهایت به او وابستگی دارد .

دخترک گفت متوهم شده ام . گفتم سکوت میکنم تا با هم دعا کنیم .

توهمات من سریعتر از آن چیزی که تصور میکردم شکل واقعیت به خود گرفت.

عبدی یمینی (عبدالرضا یمینی)در سقوط پرواز شرکت کاسپین از میان ما رفت و آرزوهای نوازندگی و

آهنگسازی دخترک با مرگ استادش دچار وقفه شد.

توهم نبود.

عبدی یمینی بود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در شنبه بیست و هفتم تیر 1388ساعت 19:41 توسط هامون |


اینبار مي خواهم از خواننده ای صحبت کنم كه در نوع خود بي نظير و بي همتاست.خواننده  اي كه درانتخاب شعر و آهنگ هايش وسواس خاصي به خرج مي دهد.و به خاطر اين وسواس است كه به خواننده ای مطرح وخاص در ميان اهالي موسيقي تبديل شده است.آري،اينبار صحبت از «ماني رهنما»است.ماني متولد سال يك هزارو سيصدو پنجاه در تهران می باشد.نام اصلی او شهرام است ونام مانی را«بابک بيات» آهنگساز فقيد برای او برگزيده است. همکاری تنگاتنگ وی با اين آهنگساز صاحب سبک که تا پيش از مرگ او ادامه داشت، ويژگی خاصی به کارهای مانی بخشيده است. ماني رهنما باخواندن ترانه متن فيلم «مرسدس » خود را به عنوان يك هنرمند جوان و صاحب آتيه در عرصه موسيقي پاپ مطرح كرد. سال 79، سال پرباري براي اين هنرمندان جوان بود. ماني شاگرد بابك بيات است و ازاين استاد خود، فراوان آموخته است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 9:11 توسط هامون |


 دهه ي پنجاه خورشيدي عصر طلايي موسيقي پاپ ايران ،عصري كه با طلوع واروژان به گل نشست و با غروب او پژمرد.

واروژان با نام اصلي وارژوها خبانديان،نامي فراموش نشدني در عرصه ي موسيقي ايران است.

واروژان در سيزدهم آذر ماه يك هزارو سيصد وپانزده در منطقه ي يك قزوين، در خانواده اي ارمني ديده به جهان مي گشايد.پسري كه پس از دو سال ديگر پدر  و مادر خود را نمي بيند.پس از مرگ پدر و مادردر كنار پدربزرگ و مادر بزرگش قد مي كشد.او تا كلاس ششم در مدرسه ي پانسيون ايتاليايي ها مشغول تحصيل مي شود.او پس از گذراندن تحصيلات مقدماتي وارد مدرسه ي عالي موسيقي تهران مي شود و زير نظر آموزگاراني چون روبن ،گريگوريان و لودويك وازل موسيقي را فرا مي گيرد ، ساز اصلي او پيانو بوده است.پس از اتمام اين دوره با استفاده از بورسيه ي راديو تلويزيون آن سال ها وارد آمريكا مي شود و در رشته ي «آرانژمان موسيقي و تنظيم آهنگ» مشغول تحصيل مي شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 19:22 توسط هامون |


اگر به وضعیت امروز موسیقی پاپ ایران نگاهی گذرا بیندازیم می بینیم که هنرمندان متعهد و فعال در ترانه ی نوین به تعداد انگشتان دو دست هم نمی رسد.

در این بین تعداد اندک خوانندگان این سطح از هنر ترانه ،آینده ای نا معلوم را برای ترانه ی متعهد به تصویر می کشد،با این حال ما علاقه مندان این سبک از ترانه دل به صدای خوانندگان محبوب خود بسته ایم و هیچ آینده ای را برای این ترانه متعهد متصور نیستیم و در این سال ها با کوچ ابری خوانندگان بی نظیری مانند فرهاد و فریدون فروغی می توان به راحتی جای خالی اینان را احساس کرد.جایی که هیچگاه صداهای دیگر نتوانسته گوشه ای از خالی بودن آن ها را پر کند.

اما قصد دارم از خواننده ای دیگر گونه صحبت کنم ،خواننده ای به نام راستین که کار خود را با نام های بزرگی چون فرید زولاند ،ایرج جنتی عطایی ، اردلان سر فراز و شهیار قنبری آغاز نمود.

راستین هنوز در ابتدای راهی طولانی و پر پیچ و خم قراردارد، اما او با اجرای خیره کننده آلبوم آغازینش توانسته کفه ی ترازوی گمانه زنی ها رادر رابطه با آینده ی خود را به سود پیشرفت و موفقییت سنگین سازد.

امروز یا فردا باید صدایی تازه روح طراوت و شادابی ،در جسم ترانه ی بیدار ایران بدمد و چه بهتر که امروز با رویی باز به استقبال این صدای جوان برویم تا فردا از اینکه کج اندیشی های خود را با هر چهره ی جوانی مخالفت کرده ایم پشیمان نشویم.

راستین آمده است و صدای او در خانه ها پیچیده و خواهد پیچید.حتی اگر عده ای خود را به نشنیدن بزنند.پشتوانه ی او هنر ذاتی، تعهد به مردم وحمایت بزرگانی که چهار سال است که او راهمراهی می کنند.

بزرگانی که هر یک همچون نمادی از ترانه ی نوین هستندوبی انصافی محض است اگر بخواهیم به آسانی از کنار نام و اعتبار هنریشان گذر کنیم.

گذشته از سطور فوق که دلائلی معدود بر لزوم استقبال و حمایت از راستین به میان آوردیم ،آنچه که به خودی خود به عنوان عامل اصلی ،مارا به حمایت از این خواننده جوان ترغیب می کند،برخورداری راستین از حنجره ی جوان و زیباست.

انعطاف پذیری صدای او و تکنیک خاصش در اجرای ترانه او را از بسیاری از همسالانش در داخل و خارج از کشور متمایز می سازد و او را در جایگاه خاصی قرار می دهد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 21:22 توسط هامون |